برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
تا رسیدممحله مون دیدم ارایشگاه چه عجب ک بازه!!! گفتم نوبت بگیرم برای دستام؟!! مردد بودم کمی جلوتر رفتم دیدم ناخنام وضعش خرابه و بله برای اولنی بار دستام رو مانیکور میکنم رفتم موبت گرفتم زمان آینده صبح برم.چه عجب ک نگفت ماه بعد بخاطر این پا کاش اینجوری میگفت اون زمان. خلاصه برم این چی کار میکنه فقط تمیز کاری لاک و این چیزا نمیخوام.
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
اومدم همین ارایشگاه پهلو خونمون دیدم دختره ک دیروز پدیکور انجام داده اونورتر ایستاده ،از دور سلام دادیم گفت اینجا زندگی میکنی؟ کجا میری؟قددم زدن؟ چه نزدیک و فلان اول گفتم میرم قدم زدن وقتی از خودش پرسیدم کجا میره؟میگه موهامو اینجا درست میکنم بعد خونه میرم. بعد منم گفتم اول منم مانیکور میکنم بعد میرم قدم زدن دختره فیلیپینی هست و ایفن ، سندل و کیفشم ست کرده .(نمیدونم چرا با جزییات دارم مینویسم )
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93
اگر بتونم نماز دوباره بخونم چقدر خوب میشه دیروز ظهر خوندم.
تصمیم گرفتم لباس بلند پلنگی رو بپوشم ده روز اول محرم .دغدغه ام نیست ک سیاه کامل نیست ولی خب مناسب است.
دعا نوشت: خدایا ثابت قدم در دین قرارم بده.
خدایا کربلا رو روزی ام قرار بده روزی من خانواده ام و هر کسی که آرزو داره.آمین
برچسب:
نویسنده: khateraat93
نمیدونم چمه شده تا خونه هستم اشتها ندارم به محض اینکه پامو میزارم بیرون از خونه حس ضعف دارم دیروز صبحانه چیز نیاوردم ظهرم ۱ دونه کوفته کوچیککککک شبم آیس کریم نونی،صبح هیچی دلم نمیکشید ۲ تا گلابی کوچیک ک بی مزه بود و شفت...
الهی شکرت
برچسب:
نویسنده: khateraat93
برچسب:
نویسنده: khateraat93