امروز برای ثبت نام کلاس رفتم.امم ۲۲ سپتامبر به نظرم آغاز میشه.
دختر خاله این روزا اینقدر زنگمیزنه پیام میدم وقت ندارم بازم زنگمیزنه میاد از مشکلاتش میگه اخر میپرسه چرا جواب زنگار رو نمیدادی؟؟وقتی تو عشق و حالی نیستی وقتی تا یه مشکلی پیش میاد دوست داری حرف بزنی اونم نصف شب اونا ک عصر ماست
فقط خودش بیکار باشه دیگران مهم نیستن باید ج اب بدن وگرنه نگران میشه
کاش اینجا گزینه بلاک میداشت
کلاس زبان انلاینم متوقف شده استاد برق نداره از طرفی کارهای سفارت و اومدنش طول کشیده میگه افسردگیمیگیرم و از این حرفا....کفت بهت حسودیم میشه.
این استاد میدونه همکلاسیم تو رابطه ۵،۶ ساله است ولی چون میخواد این دخترم مهاجرت کنه شتابان یه شاگرد سابقش رو معرفی کرد گفت همون شهری ک هستی زندگی میکنه باهاش آشنا شو...
و من متعجب ک پس دوست پسرش جی؟؟؟؟ میگفت پسره زیادی دوسش داره ولی خودش اگر دوس میداشت پیشنهاد. استاد رو قبول نمیکرد .
استاد خودمم تازه تو رابطه رفته موندم اون میخواد جی کار کنه؟
خودمم وطندار زنگ و پیاممیدم سرد برخورد میکنم خوش هیکله ،خوش تیپه اشپزی بلده ولی خب نمیدونم چرا به این دل بی صاحبم نمیشینه ؟وای خب جوری رفتار نمیکنم ک وابسته بشه وای الان ک دارم فکر میگنم شبیه دوس پسر همکلاسیم داره رفتار میکنه️
مامانم یه حرفایی میزنه ک ترجیحا این باز به همون اصلی ک "باهاش کمتر حرف بزنم" میرسم خیلی ناراحت میشم حتی به شوخی یه جیز میگه ک حس میکنم فقط به فکر خودشه و من اصلا حساب نمیکنه .
کاش فرصتی پیش بیاد تنهایی برم یه سفر یه روزه خسته ام .زیادتر نمیرم چون فعلا گرونه هتل و هنوز توریستها هستن.
کاش این خونه ک میدا شده مناسب باشه از هر جهت بگیریم خیالمون تخت بشه.
کاش دلم نرم بشه اگر قسمتم این پسره خدا مهرشو به دلم بندازه و اگر نیست ازم دورش کنه.وقتی بهممیگه دلم سوخت.....حس خوبی نمیگیرم دوست ندارم کسی دلش برام بسوزه اینکه گفت اره تو مذهبی بودیی(چون بهش دست ندادم)اون روز ....بازم حسم بد شد چرا باید اینا رو بگی نیشخند بزنی؟؟خب خودش باعث میشه نتونم حس نزدیک شدن بهش داشته باشم.
خودش رو با من تصور میکنه ک اکر اونجا بودم باهام میرفتیم و میومدیم....بازم دوس ندارم چرا اینجوری شدمممم خدااا
برچسب:
نویسنده: khateraat93