خرید بک لینک
سایه روشن

پا مبارک

با این پا اوج لوس بودنم رو شد.ابروم رفته پیش خاتواده مامان زن داداش ک با اداهای موقع عوض کردن پانسمان میخندیدن ولی خب واقعا سوزش داشت باند میچسبه به زخم و موقع کندن زجر کش میشم پرستار گفت بار اول اینجوریه دفعه های بعد راحته ولی راحت نیستتتتتت.در زمان حاضر روز ۶ هست انجام دادم سعی کردم راحت‌تر بگیرم و یک قسمت کوچکش چسبیده بود عمیق کندم باز جزای منو دادددددووو طاقت کردم‌.

در زمان حاضر هعی گفتم نور ببین اونایی ک خود خواسته عمل زیبایی میکنند چه دردهایی دارن بینی ،تراش بدن،اسلیو....... بعد پات سالمه بخیمه همونداره مثه یه زخمه ک زود خ ب میشه.انقدر به خودم دیگرون این حس و حال و افکار رو گفتم اخرم فایده نداشت سوزش و درد بود زیادم بود اوفففف چی فکر میکردم چی شد

این روزایی ک سرم خلوت شده رو خیال سفر داشتم دوباره ساحل رفتن و خلوت کردن که دوباره روحیه ام خوب شه ولی هیچی نشد با درد و لنگ لنگان خریداری میکنم مامان و بیرون میبرم موهامو رنگ کردم ک همه سر و صورت و دست سیاه با او اوضاع دوستم عیادت اومد دید انروز رفتم دکتر عمومی بعد دکتر دندون بلاخره یه دندون مر شد بعد رفتم سومر‌مارکت بعد اتوبوس اینقدر شلوغ بود ک سیاهی دست و صورتم تو چش مردم فرو شدددددد .

با وضعی ک داشتم اصلا مهم برام‌نبود کارای مهمی انجام شد.

نوبت دندون منو مامان و نوبت‌های دیگه یی باید انجام بشه و کلاس های زبان.........موندم چجوری باز مدیریت کنم ؟ ولش فکر نمیکنم خدا خودش درست کنه همه چیزو واقعا گاهی رد میدم ولی این روزا کلا خونه ام نمیخوام به آینده فکر کنم یه ذره مغزم سرد شه .تاب کرد.

خدایا شکرت ممنونم بابت جسم سالمی که دارم خدایا هر کسی مریضه از دوست و آشنا بگیر تا دوستان وبلاگی لطفا شفای روحی و جسمی بهشون عنایت کن.

*مامان از قدیم‌میگه حالم بد میشه

**من تحملم خیلی کمه یا شاید فشار سختی اخیر باعث شد اینجوری بشم نمیدونم ولی تحمل درد رو به این شکل ندارم.خواشتم پیش مامان لوس شم ناز بکشه این کلا هیچی هر چی میگم یه جیز دیکه میگه.

گفتم ماکارونی دلم میخواد.گفت برم برای یه نفر غذا درست کنم؟؟بعد من چند دقیقه قبلش پانسمان رو باز کرده بودم ک کمی هوا بخورا زورم داد رفتم با ترس ک نکنه اب روش بریزه ،ماکارونی درست کردم خوردم .این شانس منه یار ک ندارم مادرمم بیخ گوشمه اینجوری میگه

در زمان حاضر چی شد ک کمی نگران شد تا کی یک نفر دیکه تجربه اش رو بگه تا بفهمی من لوس بازی در نمیارم ؟تا کی باید احساس عنیقم رو بگم تا بفهمی ک چی میگذره؟؟با این حال دوست دارم نمیخوام هیج کسی طوریش بشه.

خدایا شکرت در زمان حاضر حین درد وقتی سوزش عمیق شد فهمیدم چرا اینجوری شد؟مچم رو گرفتم؟ به خدا میگم غلط کردم اصلا نه فکرشو میکنم نه انجامش میدم......دست میکشم رو انگشتم و میگم خوب شو کلی کار داریم.من بهت میرسم توام اذیتم نکن نازش میکنم لمسش میکنم .اکثرا وقتی مریضم همچین حرکتی رو میزنم با قسمستی ک درد میکنه

***کف پام قسمت پاشنه و، راسته انگشت کوچیکم یه خط صاف سفت شده ابله زده با این سندل ها دو ماهه میگردم اون روز رفتم یه کتونی سیاه هم خریداریم جایزه پاهایی ک زود خوب بشه میپوشه دلم برای کتونی تنگ شده حالم از سندل سفیدی ک با عشق سفارشه بودم بهم‌میخوره.

برچسب: نویسنده: khateraat93 تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 21:44

صفحه بندی